هانا گل دختر

تجربه های شیرین با هانا

من چقدر خوشحالم
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٩  کلمات کلیدی:

سمیرا مامان هانا:

سلام به همه مامانای گل که توی این فضای مجازی میتونن تجربه های شیرین با بچه هاشون را با بقیه شریک بشن و سلام به همه دوستای وب لاگی خصوصا اونایی که توی این مدت توی وب لاگاشون حضور داشتم ولی به دلیل محدودیتهای ایران بلاگ (سرویس قبلی) نتونسته بودم یه ارتباط دوطرفه باهاشون برقرار کنم.کلافه

تقریباً 9 ماهه میشه که وب لاگ هانا را درست کردم و توی این مدت سعی کردم که از زبون خودش بنویسم.  بزرگترین دغدغه ام این بود که بتونم دنیا رو از زاویه دید هانا ببینم تا درک بهتری نسبت به نیازها، خواسته­ها و برداشتاش از برخوردهای بزرگترها داشته باشم ولی اعتراف میکنم خیلی از نتیجه راضی نیستم چون مخاطب این وب لاگ بیشتر مامانای بچه ها هستند و براشون جذابیتی نداره که با یه بچه چهار ساله هم صحبت بشن. خلاصه بین یه دوگانه گی بچه گونه تر نوشتن با امکان برقراری ارتباط دوستانه محدود یا از زبون خودم نوشتن و یه جور خیانت به دفتر خاطرات هانا ، گیر کرده بودم.

تا اینکه اخیراً به دلایل محدودیت­هایی که توی ایران وبلاگ باهاش برخورد کرده بودم تصمیم گرفتم وب لاگ هانا را به یه سرویس دیگه منتقل کنم و به این ترتیب بود که به پرشین بلاگ مهاجرت کردیم. این تغییر، بهانه ای شد که از این به بعد از زبون خودم خاطرات هانای عزیزم رو ثبت کنم.

امیدوارم وقتی بزرگ شد از خوندون این مطالب راضی باشه.

خوب خبر خوب اینکه ما بعد از کلی تلاش از سد محدودیت ها گذشتیم و به پرشین بلاگ نقل مکان کردیم. بالاخره باید بهای هر کوتاهی رو پرداخت. خوش به حال کسایی که تجربه وبلاگ نویسی رو با یه سرویس خوب شروع می کنن.متفکر

البته نباید بی انصاف بود چون ایران بلاگ از نقطه نظر سرعت و ایجاد امکان آپلود عکس و فایل نامحدود سرویس خیلی خوبی بود. ولی درمورد تبادل لینک و حتی گذاشتن آدرس در قسمت نظرات سایر سرویس ها خصوصا بلاگ فا محدودیت داشت و قسمت پشتیبانیش هم ضعیف بود. منکه بعد از کلی مکاتبه متوجه نشدم مشکل چیه و فرار را بر قرار ترجیح دادم.قهر   ولی به امید اینکه بتونم عکسامو توی فضای ایران بلاگ آپ کنم وب لاگ قبلی رو هنوز نگهداشتم.خنده

با توجه به اینکه ارتباط یه طرفه اصلا خوشایند نیست با فراغ بال دارم از فرصتی که پیدا کردم احساس رضایت می کنمچشمک