هانا گل دختر

تجربه های شیرین با هانا

سفره هفت سین
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی:

سلام

مهد کودک برای عکس گرفتن بچه ها کنار سفره هفت سین برای یکشنبه و دوشنبه برنامه ریزی کرده بود. جالب این بود که این بار اعلام کرده بود والدینی که مایلند با بچه هاشون عکس بگیرن میتونند یکشنبه حضور داشته باشند. ولی مامان دقیقا یکشنبه در اداره کار خیلی مهمی داشت و نتونست بیاد و حسابی از این موضوع ناراحت شد. اون همش غر میزد که ۳۶۰ روز سال کسی کاری باهامون نداشته حالا هفته آخر که هر کسی کلی کار و مشغله داره یاد بازدید و پرزنت و ... افتادند و ...

خلاصه دیروز لباسا و گل سرها و جورابها و کفشهامو برام آماده کرد و با طوماری از توضیحات که چی و با چی بپوشه و چی و با چی به سرش بزنه منو راهی مهد کرد. بعدش هم تماس گرفت که بپرسه اوضاع چه جوری پیش رفت.

راستش من خیلی دوست ندارم عکس بگیرم . و اصولا موقع عکس گرفتن خیلی بازی در میارم و اگه یکی بشه دوتا تازه عصبانی و بداخلاق هم میشم. شاید بهتر هم شد که مامان نیومد چون من حداقل از خاله های مهد حساب میبرم و لوس بازی کمتر میشه.

سفره هفت سین