هانا گل دختر

تجربه های شیرین با هانا

پیشواز چهارشنبه سوری
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی:

سلام ما دیروز توی مهد کودک جشن چهارشنبه سوری داشتیم البته می دونم یه هفته زودتر مراسم چهارشنبه سوری رو برگزار کردیم. اما مگه بهار خودش یک ماه زودتر نیومده پس اشکالی نداره یه هفته زودتر چهارشنبه سوری بشه مگه نه؟

 

جشن چهار شنبه سوری

 

چهارشنبه سوری

 

خوب توی جشن عمو قصه گو اومده بود و با حاجی فیروز و عمو نوروز اونا که با شعر و قصه و موسیقی شاد برای بچه ها کلی برنامه داشتند. از اونا گذشته بچه های هر کلاس با آماده کردن برنامه های خاص خودشون مثل از شعر و سرود و نمایش به استقبال بهار رفتند. منم هم توی گروه شعر و هم نمایش بهار زیبای کلاسمون بودم. بعد از تموم شدن برنامه ها توی حیات آتیش روشن کردیم و فشفشه بازی و ترقه بازی راه انداختیم و کلی خوش گذشت.

 

شعر

 

 رقص

 

نمایش بهار قصه گلای مختلف باغ بود که توی فصل بهار شکوفه زده بودند و هر کدوم با گفتن خصوصیات و زیبائیهاشون در قالب شعر میخواستند برتری خودشون رو به هم ثابت کنند که آخر سر سبزه میدون داری میکنه و به گلها میگه همتون زیبا هستید و به باغ بهار تعلق دارید و به این ترتیب گلها همه با هم دوست میشند و دست در دست هم با شادی و رضایت، شعر بهار زیبا رو میخوانند.

 

شعر

 

من توی این نمایش نقش گل سرخ رو داشتم و به همین دلیل مامان برام یه شاخه گل رز زیبا آورد. البته به دلیل محدودیت جا فقط چهار پنج تا مامان به جشن اومده بودند که مامان من هم این فرصت رو از دست نداد.

نقش بقیه بچه ها : میلیکا:سنبل،  هلیا: لاله ، پارسا: نرگس، میلاد و کسری : سبزه.

 

شعر

 

هانا

 

البته دیروز حال من خیلی خوب نبود. صبح که از خواب بیدار شدم حسابی سرفه میکردم و مامان با شناسته ( نشاسته) و شربت سفکسیم به دادم رسید.  برای همین هم توی جشن خیلی سرحال نبودم. ولی چون تقریبا یک ماه منتظر این جشن بودم تا شعرم رو بخونم با همه بی حالیم رفتم مهد و بر خلاف انتظار مامان و خاله مینا به خوبی نقشم را بازی کردم.

 

هانا

 

گل سرخ :

گل سرخم و زیبا،       عروس همه گلها،

گلستان را همیشه،    کنم جای تماشا،

منم شایسته آن،        که باشم در گلستان،  

ز من بهتر ندارد،          گلی را باغبانان

 

شعر بهار :

بهار زیبا  اومد دوباره                                     کوه و در و دشت               همه جا گل می باره

آی بچه خوب نکن فراموش بدی فایده نداره        دست بزن فصل بهاره         شادی­ها اومد دوباره

 

من می­خوام از اینجا از مدیر خوب مهد گل پونه خاله نیلوفر و از مدیر داخلی مهربونمون خاله مهرنوش و از همه خاله­های خوب و مهربون خصوصا خاله مینا و خاله الناز تشکر کنم که اینهمه زحمت کشیدند و باعث شدند که برنامه خوب و شادی داشته باشیم.

برنامه کلاس ما حتی از برنامه کلاس پیش دبستانی­ها هم بهتر بود.