هانا گل دختر

تجربه های شیرین با هانا

مدرسه و بمب باران اطلاعاتی
ساعت ٥:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی:

جالبه که وقتی چیزی رو خواسته یا ناخواسته به کائنات اعلام میکنی همه نیروها به کار می افتند تا حداقل برای روشن تر شدن اعلامت اطلاعاتی به سمت تو هدایت بشه.... فکر کنم همین دیشب بود که نوشتم به دنبال یه مدرسه میگردم که همه ابعاد وجودی یه بچه رو  با هم رشد بده خوب امروز توی جلسه مهد یکی از بی نهایت اطلاعاتی که درمورد خصوصیات مدارس دریافت کردیم مطلبی در خصوص پدیده ای نسبتا نوین در امر پرورش و آموزش بچه ها در تهران تحت عنوان مدرسه مشارکتی زیر نظر یونسکو بود که منو بر ان داشت بیشتر درموردش تحقیق کنم و نهایتاً مقاله زیر رو پیدا کردم که عینش رو براتون میزارم تا اگه دوست داشتید بیشتر نقطه نظراتمون رو با هم سهیم بشیم...

ولی قبلش باید بگم جلسه امروز یکی از پربارترین جلساتی بود که در زندگیم شرکت کرده بودم . دو تا درس بزرگ برای من داشت اول اینکه بازم بهم یاد آوری کرد که درمورد آدمها اینقدر زود قضاوت نکنم و دوم اینکه بهم ثابت کرد که چقدر خدای خوب و مهربون منو دوست داره که همیشه در بهترنی ها رو سر راه زندگی من قرار داده ولی من خیلی وقتا با نا دیده گرفتنش ناسپاسی کردم. این فرصتهایی که میگم مربوط به گذشته است و الان با دیدنشون و لمس خیر و برکتی که برام داشته توکل و ایمان و اعتقاد و باور  و آرامش غریبی توی قلبم حس میکنم  چراکه با داشتن حامی قدری که حاکم مطلق کائناته لزومی نداره برای انتخاب مدرسه ترس و دلهره و اظطراب به خودم راه بدم چون ایمان دارم هر آنچه برایم پیش بیاد جز خیر و برکت و حکمت خودش نیست پس یاد گرفتم درمورد انتخاب مدرسه سخت نگیرم و بیشتر به جنبه برطرف نمودن نیازهای کودکی فرزندم توجه کنم.

امروز قطعا یه آدم دیگه به لیست آدم های بزرگی که توی زندگیم باهاشون مواجهه شدم بودم اضافه شد...  آدمی که به اشتباه قضاوتش کردم که هدف جلسه انتخاب مدرسه معرفی مدرسه ای از پیش تعیین شده است ولی با رویکرد جدیدی که در برگزاری جلسه پنج شنبه پیش گرفت و صحبتها و سوزی که از ته دلش برای سپردن کودکان تحت پرورشش به جامعه ای ناشناخته از اعماق قلبش بصورت اشکهایی غیر قابل کنترل بر چهره جاری ساخت بی شک منو به این باور رسوند که اگه کسی باشه که واقعا به خود بچه ها اهمیت بده همین خانم مدیر مسئول است.

توی جلسه پنج شنبه در مورد مشخصه های یک مدرسه ایده آل و مدارس دولتی و غیرانتفاعی موجود در تهران اعم از دخترانه و پسرانه تقریبا بمب باران اطلاعاتی شدیم. رویکرد به کار گرفته شده توسط مدیر بزرگوار و خستگی ناپذیر و با احساس مسئولیت بالای مهد کودک ایرانمهر بسیار جای تقدیر و تشکر و تحسین داشت.

روال سالهای گذشته به این شکل بود که به رسم آشنا کردن و راهنمایی والدین برای انتخاب مدرسه از یک مشاور تحصیلی یا مدیر یک مدرسه دعوت میشد که فاکتورهای انتخاب مدرسه خوب رو برای والدین تشریح کنه

متاسفانه سال گذشته خانم مشاوری که تشریف آورده بودند میون صحبتاشون بدون هماهنگی با خانم هدایتی مطرح میکنن که در صدد باز کردن مدرسه غیر انتفاعی هستند که با توجه به جذابیت فاکتورهای مطرح شده توسط ایشون ناگهان جلسه به سمت مسیری پیش بینی نشده کشیده شد که نتیجه اش این شد خیلی از بچه های ایرانمهر با شرط و شروطی که به اصرار خانم هدایتی برای مدیر مدرسه گذاشته میشه در مدارس دخترونه و پسرونه ایشون ثبت نام شدند که البته خانم هدایتی از عدم برآورده شدن خواسته های والدین به شدت ناراحت بود....

اما برای جلسه امسال خانم هدایتی حدود بیست نفر از والدین بچه های سال گذشته که فرزندانشون رو در مدارس مختلف تهران از مدرسه غیر انتفاعی خرد گرفته تا مدرسه دولتی سید الشهدا توی شهرک اکباتان ثبت نام کرده بود بسیار هوشمندانه گلچین و دعوت کرده بود که تجربیاتشون رو با ما درمیون بزارن و الحق که هم معیارهای انتخاب مدرسه به صورت کلاسه بندی شده و بعد مشخصات هر یک از مدارس از دیدگاههای متفاوت والدین متفاوت مطرح شد و مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

و نتیجه خوب این بمباران اطلاعاتی این بود که حالا مطمئنم مدرسه خوبی مثل خرد که اینهمه اسم در کرده از دید یک نفر عالی ولی مورد تایید یک نفر دیگه نیست.

جالب اینجا بود که درمیون والدینی که دعوت شده بودند یک نفر مسئول دادن مجوز و ارزیابی مدارس غیر انتفاعی تهران بود و باوجود اصرار موجود از طرح اسم مدارس به شدت امتناع میکرد ولی نکات خیلی خوبی درمورد مدارس تشریح کرد و البته با اصرار والدین اخر اعتراف کرد که قصد داره دخترش رو مدرسه مهدوی ثبت نام کنه

و یک نفر دیگه هم بود که فرزندش رو مدرسه مشارکتی مختلط تهران گذاشته بود و تقریبا از سیستم این مدرسه بهت زده و به شدت دودل برای تغییر جا بود.

اما بهترین دستاورد این جلسه برای والدین پسر دار این بود که مشکلات مدرسه پسرونه غیرانتفاعی رشاد توی شهرک اکباتان باز شد و تایید شد که این مدرسه بچه ها رو شکنجه روحی میده.

خلاصه ای از موارد مطرح شده:

اول از همه انتخاب مدرسه می بایست صددرصد متناسب با شرایط خانواده صورت بگیره دراینخصوص باید با خودمون و توانمندی های کودک صادق باشیم پس اول باید کاملا بدونیم در هر معیار یا شاخص به دنبال چه چیزی هستیم و چی برامون مهم تر بعد به تحقیق و بررسی میدانی بپردازیم در حالت کلی انتخاب اول برمیگرده به مقایسه مدارس دولتی یا غیر انتفاعی

اطلاعات مقایسه ای بین مدرسه دولتی و غیر انتفاعی :

1- مدارس غیرانتفاعی موظف هستند که مثل مدارس دولتی تا ساعت دوازده مطابق الگوی آموزش و پرورش دروس معمول را آموزش بدن

2- یکی از مهم ترین نقاط قوت معمول و مورد انتظار در مدارس غیر انتفاعی  آموزش جدی زبان انگلیسی است که واقعیت اینه مجوز ندارن کاملا و صد در صد دو زبانه باشن و اگر دوزباله بودنشون محرز بشه مجوزشون رو از دست میدن

4- مهم ترین معیار که میتونه مدارس غیر انتفاعی رو جذاب کنه تعداد کمتر دانش آموزان  توی کلاسه که بخواهیم کودکان نه در یک محیط ایزوله بلکه در محیط واقعی مشابه جامعه واقعی رشد کنن بازم در مقطع دبستان که آموزش خاصی قرار نیست ارائه بشه مدارس دولتی ارجحیت داره

3- از نظر کیفیت آموزشهای رسمی کیفیت آموزشی مدارس دولتی بهتر از مدارس غیرانتفاعیه چون معلمهای مدارس دولتی جوان تر و با علوم و روشهای جدید آموزش به روز ترن درحالیکه معلم های مدارس غیرانتفاعی اکثرا بازنشسته هستند و الزامی جهت آپ تو دیت کردن دانش و روشهای آموزشی ندارن....

4-  فوق برنامه  مدارس غیرانتفاعی بیشتر جنبه فان داره چون اولا کشش بچه های کوچیک عملا تا ظهر بیشتر نیست و کلاسهای بعداز ظهر حتی اگر کیفیت مناسبی داشته باشه بازدهی لازم رو برای بچه ها نخواهند داشت و بعدش هم اینه که کیفیت کلاسها به قدری نیست که بچه ها قادر باشن توش مهارت کسب کنن و بیشتر کلاسها جنبه شو داره...درمجموع تناسبی بین ارائه خدمات اضافی در مدرسه با شهریه اخذ شده وجود نداره...

5- یه مبحثی مطرح شد تحت عنوان حضور در محله و اینکه الگوهای آموزشی مطرح در جهان توصیه میکنه که برای بازدهی بیشتر بچه هایی مقطع دبستان در شعاع 500 متری محل سکونت خود به مدرسه برن جاییه احساس امنیت و تعلق خاطر بیشتری رو تجربه میکنن...

6- انتخاب یا عدم انتخاب یه مدرسه غیر انتفاعی رابطه مستقیمی با نحوه مدیریت مدرسه از نقطه نظر باز/ بسته بودن مدرسه، رویکرد تعاملی اولیا با مربیان مدرسه، چشم انداز و سیاستهای کلی، جدیت یا مهربونی و .... داره یعنی یه مدیر توانمند قادره ضعف کادر آموزشی مدره رو هم پوشش بده...

7- مدارس غیرانتفاعی معمولا از منزل دور هستند و بچه ها می بایست با سرویس به مدرسه رفت و آمد نمایند پس انتخاب یه سرویس مناسب هم از نکات خیلی مهم برای درنظر گرفتنه 

جمع بندی : اگه مادری بتونه برای حداقل سال اول تحصیل فرزندش وقت بیشتری بزاره و ارتباط مناسبی با مدرسه برقرار کنه برای دوره دبستان مدارس دولتی ارجحیت دارند. چون آموزشهای مهارتی خاصی نیاز نیست و در صورت لزوم با موسسات خصوصی در زمانی که کودک به اندازه کافی در منزل استراحت کرده قابل جبرانه...

اما اگر مادر و پدر به دلیل شاغل بودن زمان کافی نداشته باشن در انتخاب مدرسه غیر انتفاعی باید موارد زیادی از جمله بعد مسافت، قدرت و نحوه مدیریت، خط فکری کادر مدرسه، قوانین و مقررات مدرسه، هماهنگی مدیریت با کادر مدرسه، فضای مناسب مدرسه از جمله سالن غذا خوری، ورزش، حیاط ، استاندارد بودن کلاسها، کیفیت آموزش زبان انگلیسی، نسبت شاگرد به کلاس، میزان ساعات نگهداری بچه ها، نحوه تعامل همسالان با هم در مدرسه، بهداشت مدرسه، نحوه آموزش مهارتهای زندگی به بچه ها، برنامه تعامل و جلسات اولیا و مربیان، نحوه نظارت و کنترل مربیان در مدرسه روی رفتار بچه ها، میزان رضایتمندی اولیا قبلی و .... و از همه مهم تر تطابق و تناسب توانمندی های کودک با برنامه های مدرسه توجه کرد....

کلا مدارسی که مورد نقد و بررسی قرار گرفت عبارت بودند از :

غیرانتفاعی پسرانه دانشمند (**)
غیرانتفاعی پسرانه رشاد (-)
غیرانتفاعی پسرانه دین و دانش (**)
غیرانتفاعی پسرانه رهیار(****)
غیرانتفاعی پسرانه کیهان (**)

 

 دولتی دخترانه سید الشهدا
غیرانتفاعی دخترانه دانشمند (**) (چشم انداز مدیریت خوب، فضای فیزیکی مدرسه فوق العاده تنگ و نامناسب، کادر آموزشی  قابل قبول، زبان انگلیسی خوب، فوق برنامه ها نمایشی)
دولتی دخترانه حدیث
غیرانتفاعی دخترانه سوده (***) (هماهنگی و مدیریت ضعیف، امکانات فیزیکی مدرسه از لحاظ سالنهای غذا خوری و ورزش و کتابخانه و آزمایشگاه و سایت کامپیوتر خوب است، کادر آموزشی بازنشسته ولی صبور، زبان انگلیسی خوب، فوق برنامه ها نمایشی)
غیر انتفاعی دخترانه هما (*)
غیر انتفاعی دخترانه مبینا (**) (برای قشر خاصی است افرادی که بخواهند از کشور خارج شوند)
غیر انتفاعی دخترانه  خرد (***) (نسبت شهریه و خدمات ارائه شده نامناسب است)
غیرانتفاعی دخترانه منان(***) (مدیریت خوب، به جیب والدین توجه میشه، زبان انگلیسی ضعیف، معلم کلاس اول بازنشسته و کم حوصله)
غیر انتفاعی دخترانه نورا (**) (مدیریت خوب و انعطاف پذیر، زبان انگلیسی ضعیف، مذهبی، فوق برنامه ضعیف)
غیرانتفاعی دخترانه بوعلی سینا(**) (مدیریت نسبتا خوب، ساختمان مناسب و در حال توسعه، زبان انگلیسی قوی، کادر آموزشی جوان، فوق برنامه ضعیف)

مدرسه مشارکتی مختلط ( مورد تایید آموزش و پرورش نیست، با نظام آموزشی و فرهنگی کشور سازگار نیست، براساس علایق و حوصله کودک آموزش تنظیم میشه ، به خواندن و نوشت اهمیت داده نمیشه برنامه خارج از مدرسه از جمله بازدید از موزه ها و نمایشگاهها و تئاتر و ... فراوونه)

از اولیای حاضر در جلسه نمونه ای از مدرسه واله، آفرینش، مهدوی،  روشنگر، راه رشد شکوفه های دانش نور و نرگس ، مدارس انرژی اتمی، مدارس شاهد، حضور نداشتند.... منتظر نقطه نظرات سازنده دوستای خوبم هستم

پنجشنبه که از صبح تا ساعت دو و نیم جلسه بودیم و عصر هم رفتیم خونه سایه دیدن دلسا خانوم که هانا گلی عاشقش شده متاسفانه دور بینی که باهاش عکس گرفتیم رو گذاشتیم برای خاله سایه 
هانا و جمعه با موسیقی و نقاشی

ببخشید که خیلی طولانی شد{#emotions_dlg.e20}

در ادامه مطلب مقاله ای که درمورد مدرسه مشارکتی پیدا کردم رو میزارم شاید علاقمند باشید....


مدرسه باز، بدون نمره ۲۰یک تجربه جدید آموزشی برای کودکان  

 نرگس جودکی

 چرا برای مربیان کودکان پیش دبستانی منابع آموزشی کافی وجود
ندارد؟ این سؤال و کمبودهایی از این دست زمینه فعالیت مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا
برای پژوهش های چند ساله شد.
   
مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا یک سازمان
غیردولتی تخصصی و پژوهشی است که از سال 1373 به همت جمعی مربیان، مدرسان، نویسندگان و کارشناسان آموزش کودکان خردسال فعالیت خود را آغاز کرده
است.
   
    زمانی که تنها دو درصد از کودکان کشور از آموزش پیش دبستانی بهره مند بودند، برنامه ریزی برای طراحی و اجرای پروژه مدرسه باز با الگوی مشارکتی آغاز شد و اکنون طراحان این پروژه 12 ساله، گزارش خود را از مدرسه مشارکتی - آزمایشی ارایه می دهند. فرمانی، عضو هیأت مدیره مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا در گفت وگو با خبرنگار روزنامه سرمایه می گوید: «در این طرح 20 خانواده داوطلب شدند تا بچه های پنج، شش و هفت ساله خود را به مدرسه بسپارند. این شیوه تدریس در دنیا معمول است. در کشورهای مختلف امکان استفاده از آموزش های متنوع برای کودکان و خانواده ها
وجود دارد. در حالی که ما تنها مدارسمان، غیرانتفاعی، تیزهوشان و نمونه مردمی است.
و همه آن ها هم تنها از یک شیوه برای آموزش استفاده می کنند، ما طرح اولیه را با
توجه به مدل های جهانی گرفتیم و با توجه به شرایط و امکانات خود بومی کردیم.»
   
    وی در پاسخ به این سؤال که در پروژه های متعدد خود با آموزش  و پرورش همکاری داشته اند و یا نتایج پروژه مدرسه باز را به وزارت آموزش و پرورش ارایه می کنند، می گوید: «ما در این شیوه با آموزش و پرورش سهیم خواهیم بود، البته هنوز این پروژه را به آن ها ارایه نکرده ایم، حتمااز آن ها نیز دعوت خواهیم کرد و این تجربه را با آن ها سهیم می شویم، در طول سال های فعالیتمان آموزش و پرورش گاه از ما استقبال کرده و گاه نکرده است. در واقع همکاری با ما وابسته به مدیریت زمان بوده است، اگر مدیری تمایل به طرح های پیش رو داشته و می خواسته این خواب چند ساله را به هم بریزد و موقعیت نو به وجود آورد، ما کنارشان بوده ایم. اما اگر بد مدیر بعدی آمده که برایش جالب نبوده، رابطه کاری ما هم کمتر شده است.»
   
    فرمانی می افزاید: «ما بازوی تمام ارگان های دولتی فعال در آموزش کودکان خواهیم بود.»
   
    مدرسه ای بدون نمره 20
   
    ناصر یوسفی، مدیر پروژه مدرسه باز با الگوی مشارکتی ضمن معرفی این طرح در نشست مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا با حضور والدین و سازمان های غیردولتی فعال در حوزه کودکان می گوید: «سال ها تنها الگوی حاکم در نظام آموزشی الگوی رفتار نگرها بود. در این شیوه، آموزش از پیش تدوین شده است و باید به نتیجه از قبل تعیین
شده رسید و اگر بچه ها نرسند از سیستم حذف می شوند.»
   
    وی با اشاره به تاریخچه ظهور مدارس نوین می افزاید: «در سال 1930 میلادی با روان شناسی گستال، انسان گرا و تحولی نگر، دیدگاه های دیگری مطرح شد و جنبش هایی به عنوان مدارس نوین آغاز شد. در ایران از دوره مشروطه تاکنون تنها نظام رسمی آموزش و پرورش، الگوی رفتارنگر بوده است.
   
    در این نظام یک مجموعه کتاب درسی برای تمام دانش آموزان تعیین می شود و برنامه ریزان بدون توجه به تفاوت های قومی و فرهنگی محتوا را تدوین می کنند. مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا با محوریت نظام آزاد و کودک محور در مقابل الگوهای از پیش تعیین شده، کار خود را آغاز کرد.»
   
    یوسفی، روانشناسی انسان گرا را زیربنای تفکر الگوی مشارکتی می داند و می گوید: «در این سیستم انسان سالم اهمیت دارد نه انسانی که اطلاعات دارد. در حال حاضر جهان با حجمی از متخصص بی تفاوت روبه روست در حالی که انسان سالم، انسانی است که بدن، روان و ارتباط های سالم دارد و آموزش در این سیستم، فراهم کردن فرصت هایی برای جست وجو، کشف، درک و شناخت مفاهیم، موقعیت ها و ارتباط هاست. روند آموزش مهم است نه نتیجه.»
   
    وی می افزاید: «هر نتیجه سرآغاز حرکت های بعدی برای یادگیری است و چرخه رشد همه جانبه (شامل رشد عاطفی، هنری، اجتماعی، جسمی و ...) مطرح است. در سیستم مشارکتی هیچ کس به تنهایی نمی تواند تعیین کند که بچه ها چه چیزهایی را باید بخوانند. در این سیستم کودکان، معلمان و والدین هر کدام در تعیین محتوا نقش دارند. «آن ها اصول دستیابی به اطلاعات را می آموزند.»
   
    بیان خود و خواسته ها، تجریه و تحلیل موقعیت ها و تجربه ها، حل مساله و اجرای پروژه (بچه ها عمل گرا تربیت شوند) ساختار مدرسه مشارکتی را تشکیل می دهد.
   
    به گفته یوسفی اولین مدرسه مشارکتی در سال 1945 در ایتالیا آغاز به کار کرد و اکنون در کشورهای اسکاندیناوی مرسوم است. در این سیستم بچه ها در طول سه دوره آموزش های لازم را می بینند: در دوره اول (پنج سال ) به معرفی تمامی حوزه های دانش بشری پرداخته می شود، دوره پنج ساله دوم کشف استعدادهای عمومی و استعدادهای ویژه را در برمی گیرد ودوره سوم که دو سال به طول می انجامد به آموزش تخصصی برای پرداختن به استعدادهای ویژه اختصاص دارد.
   
در پنج سال اول دانش آموزان براساس گروه های سنی تفکیک نمی شوند.
   
هیچ نوع جداسازی از جنبه زبان، جنسیت قوم و ملیت هم به وجود نمی آید و در آموزش از الگوی زندگی معمولی استفاده می شود.
   
یوسفی درباره شیوه ارزیابی در این مدارس می گوید: «دانش آموزان در طول سال ارزشیابی می شوند و به این منظور از گروه های داخل سیستم و خارج سیستم کمک می گیرند.
   
والدین، جامعه محلی، مراکز علمی و فرهنگی و حتی خود کودکان در ارزشیابی دخالت
دارند.
   
دراین سیستم بچه ها با نمره ارزیابی نمی شوند. از سال دوم نیز ارزشیابی از طریق بررسی کارآیی پروژه هایی که انجام داده اند مشخص می شود.»
   
در سیستم مدارس مشارکتی پیش بینی می شود کودکان انسان های مثبت، خوش بین، مؤثر برای زندگی خود و دیگران و جامعه بشری، افرادی با مهارت و توانایی در حوزها ی مختلف رشد و دانش بشری، شاد و رضایتمند و معتقد به نظام جمعی و مشارکتی می شوند.
   
مسوول مدرسه مشارکتی درباره مدارس ایران می گوید: «اکنون زمان استفاده از یک الگوی ثابت در سیستم آموزش و پرورش گذشته است و بچه ها و خانواده ها باید حق انتخاب داشته باشند، بومی کردن این شیوه ها در ایران (که ضعف های خاص خودش
را دارد) باید از جایی شروع شود. امیدواریم این طرح را به سیستم رسمی آموزش و پرورش ارایه دهیم.
   
اعتمادی، مربی مدرسه مشارکتی درباره شیوه آموزش در این مدرسه می گوید: «این مدرسه فرصت جست وجو و یادگیری را فراهم می کند، نشانه ها اولین پل ما و بچه ها هستند و ما را هدایت می کند تا به مفهوم عمیق تری پی ببریم. در علوم اجتماعی درباره شهروندی صحبت می کنیم و آشنایی با امکانات شهری. با همکاری بچه ها قوانینی را تدوین می کنیم که البته قابل تغییر خواهد بود. درجغرافیا، بچه ها با محیط زندگی خود آشنا می شوند و کشف موقعیت و شناخت امکانات آن.»
   
وی می افزاید: «شناخت دیگران نکته دیگری است که به آن اهمیت بسیاری می دهیم. بیان احساس و فرصت برای بروز آن. شناخت ارزش های مبتنی بر فرهنگ صلح، تجربه و به کارگیری آن در زندگی، بازی و جنبش و حرکت، دیگر مقوله هایی است که به آن می پردازیم.»
   
این مربی تاکید می کند: «آنچه که امروز در بین دانش آموزان می بینم، فضای آزاد و بدون هراس در بین دانش آموزان است، فضای بدون رقابت و حسادت و سرشار از همکاری و تلاش برای درک یکدیگر، احترام به خود و دیگران و بشریت، در این مدرسه نمره 20 نداشتیم و بچه ها خودشان انتخاب کردند که در کلاس شرکت کنند و امروز بچه ای را نداریم که به کلاس نیامده و کار را شروع نکرده باشد