هانا گل دختر

تجربه های شیرین با هانا

عوامل محیطی متوقف بشین که ....
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٩  کلمات کلیدی:

سه شنبه دو هفته پیش هانا رو بردم دکتر آسم و آلرژی که به این ترتیب مقاومت یکساله ما در مقابل خوردن دارو شیمیایی توسط دخترک شکست. اصولا به دکترایی که همه علم و دانششون وابسته به تکنولوژی نیست و هنوز سلام علیک نگفته یه لیست بلند بالا برای رادیولوژی و آزمایش و... دستت نمیدن بیشتر اطمینان میکنم. خوشبختانه این آقای دکتر از این دست بود. اول از همه گوشزد کرد که نفسهای عمیق هانا ناشی از استرس حضور در مطب دکتره نه کمبود اکسیژن و آسم که در بیشتر مواقع اشتباه گرفته میشه دوم اینکه مشخصات ظاهری هانا رو چهره یک بچه آلرژیکی تشخیص داد یعنی زیر چشم گود افتاده فک بالا جلو اومده رنگ پریده و با بدخوابیهای شب و تشنگی و عرق و حساس و زودرنج و ... که برام خیلی جالب بود و درنهایت اعلام کردن با استفاده از داروهای گرون مخالفن البته بعد از اینکه گفتم هانا یه دوره سینگول ایر خورده که بیشتر رضایتم رو جلب کرد.

آقای دکتر معتقد بودن که آلرژی یه بستر ژنتیکیه که نمیشه کاریش کرد و تحت تاثیر عوامل محیطی که تا حدی میشه کنترلشون کرد تشدید میشه. خلاصه اینکه ما رو فرستاد توی فاز کنترل عوامل محیطی تشدید کننده آلرژی و حالا شما به من بگید چی آلرژی رو تشدید نمیکنه؟

در قدم اول جهت کنترل میزان رفت و آمد گرد و خاک و گرده گیاهان ناشی از مجاورت باغ کنار خونه اقدام کردیم که پنجره ها رو یو پی­وی­سی کنیم. بعدش هم مجدد هر چی اسباب بازی این چندماهه دوباره توی اتاق هانا جمع شده بود و همینطور بیشتر کتابا و کاردستیها و نقاشیهای یادگاری بالای کمدش و ....جمع آوری شد و به خونه فاطی خانوم منتقل شد.

در نهایت قرار شد عروسکهای پولیشی مورد علاقه و دلبسته اش هفته ای یکبار با آب شصت درجه شسته بشه همینطور ملحفه ها و لباساش و بنابراین اقدام بعدی برنامه ریزی برای تغییر ورودی آب ماشین سلطی مخصوص شستشوی لباسای هانا از شیر آب سرد به شیر آب گرمه و ....

داروهای تجویز شده توسط دکتر شامل قرص سیتریزین و پاف بینی نازونکس و قطره بینی و شربت..... که همگی روی نرو بچه و خواب آور و عذاب آور و این بود که این هفته ها خیلی درگیری اخلاقی با هانا داشتیم منم که کم تحمل و حساس ...

آخرین باری که با ریحانه دوست مهدکودکی هانا رفتیم تئاتر شاکی و ناامید از رفتار هانا بهش گوشزد کردم که دیگه با کسی قرار نمیزاریم دخترک کلی خواهش کرد که مامان یه بار دیگه انتحانم (امتحانم) کن که این شد پنجشنبه هفته پیش به نیت بازدید از موزه پارک پردیسان که از قلم افتاده بود با شادان مهربون و ناز و مامان خوبش رفتیم پارک پردیسان جالب اینجا بود که موزه حیات وحش پارک پریسان پنجشنبه ها تعطیل تشریف دارن و اینجاست که میشه فرق کشورهای عقب افتاده رو با بقیه به وضوح لمس کرد البته من از بی مسئولیتی که توی کشورمون به شدت باب شده گله ای ندارم و ناراحت هم نیستم که مسئول موزه هفته قبلش که پنجشنبه ساعت دو رسیدیم اونجا زحمت کشید و فقط به ما گفت که موزه تا ساعت 12 بازه و حرفی نزدن که شنبه تا چهارشنبه تا ساعت 12 بازه و پنجشنبه ها اساسا بسته است فقط گله و تاسف من بابت اینه که چرا مکانهای گردشگری توی شهر ما باید درست روزهایی که مردم وقت آزاد برای سیر و سیاحت دارن بسته باشه و بقیه روزها توی ساعت اداری باز باشه این یعنی که صرف منابع و هزینه نگهداری بابت هیچی اونوقت ما میخواهیم توی این دنیا به کجا برسیم؟؟؟؟ .... بگذریم .... اون روز دوباره رفتیم باغ وحش پارک پردیسان رو بازدید مجدد کردیم البته حیونا اونقدر معرفت داشتن که فنس قفساشون رو استتار نکنن تا بتونیم ببینیمشون

و دیگه اینکه هانا توی انتحانش (امتحانش ) مردود شد یعنی بازم به شدت بدخلق و بداخلاق بود البته میدونستم که تحت تاثیر داروهاشه و خوشبختانه درایت شیلا جون که اختلاف بچه ها رو مشکل خودشون میدونست باعث شد که بالاخره شادان و هانا در نهایت باهم کنار بیان و یه خاطره خوب برامون بزارن....

ظهر پنج شنبه هفته پیش ناهار مامان و ستاره اومدن پیشمون و شب خونمون بودن شنبه هم که تعطیل بود ما ادامه مسئولیت جمع آوری وسایل هانا رو داشتیم.