هانا گل دختر

تجربه های شیرین با هانا

کنسرت پایان ترم موسیقی
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی:

سلامی به دلپذیری و لطافت گذر تابستون به پاییز، سلامی به نرمی و عاشقی پاییز برگ ریز هزار رنگ برای همه دوستای گلم....

پاییز عزیزم دوباره داره میاد و مامان پاییزی دوباره داره شارژ میشه هرچند به دلیل آلرژی هانا و تشدید حساسیتش توی این فصل یواش یواش نسبت به همه زیباییهاش دارم دل چرکین میشم ولی ته دلم میدونم که خیلی دوستش دارم و باهاش هم انرژی هستم...

هانا خانم شنبه به من میگه مامان اگه خدا آدم ها رو اونقدر بهتر آفریده که از فرشته ها خواسته در مقابلش تعظیم کنند پس چرا آدمها می میرن ولی فرشته ها هیچوقت نمی میرن؟؟؟؟؟؟؟؟ تاحالا به این موضوع فکر کرده بودید؟؟؟

یکشنبه پنجمین کنسرت ارف و فلوت گل دختر برگزار شد یکی از آهنگاشون مثلا سرخپوستی بود بچه ها کارشون خیلی خوب بود کلی لذت بردیم .... یکی از اجراهاشون هم اجرای بارون بارونه با فلوت بود که خیلی هماهنگ و عالی اجرا کردن ....

قراره از ترم دیگه ضمن تکمیل فلوت با دعوت از مربی های بقیه سازها بچه ها رو با سایر سازها آشنا کنن تا موقع انتخاب ساز یه آشنایی اولیه داشته باشن.... البته آموزش یه ساز ضربی به انتخاب خود بچه ها پیش نیاز شروع ساز اصلیه بیشتر بچه های این گروه سنی ساز ضربی تنبک رو انتخاب میکنن کنترل دف براشون یه کمی سخته هانا هم تنبک رو دوست داره البته میگه اول تنبک یاد میگیرم بعدش هم دف بعدش هر چی که شیما جون و الهام جون درس بدن....زبان

از سمت راست:حنانه،راما،بیتا،هانا،سپهر،ایلیا،آرش،حسام، آریانا،آرمیتا

این پرها رو از نگهبان پارک پردیسان گرفتیم

 

بعد از کلاس رفتیم پارک نزدیک خونه و هانا و شادان بازی کردن ... یه میز پینگ پونگ اونجا بود که بچه ها به روش جدید یعنی روی میز بازی کردن.
 

 

پی نوشت: یه عذرخواهی به همه دوستای گلم بدهکارم متاسفانه ریدر کامپیوتر خونه بهم ریخته و من نمیتونم پستهای قشنگتون رو به محض آپ شدن بخونم باید مرتب در حال سرکشی باشم بعضی وقتا بعضی وبلاگا از دستم در میره...