هانا گل دختر

تجربه های شیرین با هانا

اول این بود یا اون بود
ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥  کلمات کلیدی:

این روزا سئوالای هانا یه جورایی عمیق تر شده. قبلا کتاب چراهای من رو داشت از نمایشگاه کتاب هم براش چگونه های من رو گرفتیم که فکر میکنم در عمیق تر شدن نگاهش به اطرافش بی تاثیر نبوده.

توی کلاس چهار پنج نفره هلیا چندان علاقه ای به یادگیری زبان نشون نمیداد ولی الان توی کلاس بیست نفره کیش مشتاق یادگیری شده. بله علاقه گل دختر به آموختن زبان انگلیسی متحول شده اخیراً توی خونه برخلاف گذشته خیلی اصطلاحاتی رو که یاد گرفته در زمان مناسب به کار میبره
مثلا just like you- come on mami- what about you و خیلی اصطلاحات دیگه و علاقه به انجام تکالیفش هم که منو کشته به محض رسیدن به خونه و حتی گاهی اوقات توی ماشین در راه خونه به نقاشیهای Work book , ... مشغول میشه. هنوز تسلط کافی برای کنترل نوشتن نداره چون بچه ام هنوز پیش دبستانی نگذرونده که یاد بگیره چطور مداد رو درست و به دلخواه کنترل کنه فقط نقاشی یاد گرفته که خوب یه کمی با نوشتن اونم در سایز بین دوخط دفتر انگلیسی متفاوته.... و اما سئوالهای اخیر هانا :

چطوری میشه با دوچرخه رفت تو آسمون؟

اول آدما بودن و بعد دنیا درست شد یا اول دنیا بود قبل از اینکه آدما درست بشن . اصلا خدا چطوری دنیا رو درست کرد خدا چه شکلی ابرا و زمین و این چیزا رو درست کرد.

اول جوجه درست شد و گذاشتنش توی تخم مرغ یا اینکه اول تخم مرغ بود و بعد جوجه درست شد؟

جوجه چه جوری از تخم مرغ میاد بیرون ؟؟ اگه نتونه تخم مرغ رو بشکونه چی میشه؟ از کجا میدونه که باید پوست تخم مرغ رو بشکونه؟

آب دهن چطوری درست میشه ؟ از غدد بزاقی
غدد بزاقی چی هستن و چه جوری آب درست میکنن؟ دوتا برجستگی زیر زبان هستند که وظیفه شون خیس کردن دهانه.
پس چرا بعضی وقتا دهنم آب نداره ؟ چون اون موقع تشنه شدی و باید آب بخوری تا غدد بزاقی بتونن دوباره دهنت را خیس کنن

به جزء بادکنک و بادبادک دیگه چیا میتونن خودشون توی هوا بمونن؟؟؟ میگم: هر جسمی که از هوا سبک تر باشه مثلا با گاز هلیم پر شده باشه. میگه گاز هلیم رو که میدونم منظورم از بادکنک، پر شده با گاز هلیم بود غیر از این دیگه چی؟؟. میگم: هر جسمی که بتونه جاذبه زمین رو حذف کنه. میگه مثلا چی میتونه جاذبه رو حذف کنه؟ میگم: مثلا هواپیما با سرعت زیادش یا بعضی از آدمها که با قدرت ذهنشون میتونن از زمین بلند شن و یا روی آب راه برن.... خوب خودتون میتونید حدس بزنید ته این مکالمه به کجا ختم شد.... بهداد از توی اینترنت عکس یوگی ها و مرتاضها و ... رو برای دخترک هیجان زده درآورد و سوژه داشتیم باهم....

بعضی وقتا واقعاً میمونم چه جوری باید جوابش رو بدم و کم میارم. مثلا درمورد غریزه که باعث میشه یه جوجه بدونه به موقع باید پوسته تخم رو بشکنه و بیاد بیرون و یا در مورد محل اشکال بودن تقدم و تاخر آفرینش مرغ یا تخم مرغ .... خیلی وقتا پیش میاد که بهش بگم نمیدونم و باید برای مطالعه به کتاب مراجعه کنم یا سرچ کنم ولی اصلا دلش نمیخواد که این واقعیت رو قبول کنه که مامان و بابا هم میشه بعضی چیزایی رو ندونن و اصرار میکنه نه باید بدونی باید همین الان جواب بدی......

تازگیا آخرین بارقه های علاقه اش به حیوانات به سمت داشتن یه مینا متمایل شده و بعد از تلاش بی فایده برای داشتن سگ گربه جوجه اردک و .... حالا مرغ مینا میخواد. قراره اگه یک ماه مهربون و خوش اخلاق باشه براش یه مرغ مینا بخریم. حال چرا مینا چون توی حیات مهدشون دو تا مرغ مینا دارن که هر روز کارشون مینا مینا گفتنه. و من تصمیم دارم اینبار حتما براش مینا بخرم مثل اون زمانی که براش خرگوش خریدم و از خریدش کلی راضی بودم.....

سلام عزیزم

اجراهای جدید تالار هنر از تاریخ شنبه ۲۵/۲/۱۳۹۰ در تالار هنر  

عنوان نمایش

کارگردان

ساعت اجرا

پیک نیک در میدان جنگ

حمید ملاحسینی

۱۸

دختر گل فروش

مهدی قلعه

۳۰/۱۹

 نمایش های فوق ویژه کودکان پنج سال به بالا بوده و بهاء بلیط مبلغ ۵۰۰۰۰ ریال می باشد. اعضاء تالار هنر می توانند تا سقف چهار نفر به شکل نیم بهاء از نمایش دیدن نمایند.

فعلا بای بای

پی نوشت: سهم ما از تربیت و آموزش بچه هامون چقدره؟؟؟؟ سهم دلسوزی نا به جا یا علاقه مخرب بقیه اعضای خانواده چی؟ سهم جامعه و  هم کلاسیهای مهد کودک و خانواده اونا چقدره؟ اگه من بخوام به بچه ام آموزش بدم که برای خیلی چیزا مثلا ارجحیت صلاحدید والدین در موضوعات مختلف و یا حتی یه چیز ساده تر برای برکت سفره احترام قائل باشه و ازش بخوام اومدن سر میز شام رو در اولویت هر کار دیگه اش قرار بده و بعد یه نفر دیگه که خیلی هم عزیزه فقط از روی عشق فراوون همراهش بشه که مثلا برای ده دقیقه مشغول کار دیگه ای باشن درحالیکه دخترک داره بهش میگه مامانم گفته اینکار برای بعد از شام و ایشون میگن نه اشکال نداره بیا.... دخترک میگه حداقل در رو ببنند مامانم نبینه ... ایشون میگن نه اشکال نداره بیا.... اونوقت من چه اطمینانی داشته باشم که پس فردا به دخترک گفتم از مدرسه مستقیم بیا خونه به حرف دوستش که براش خیلی عزیزه و میگه نه اشکال نداره بیا.... توجهی نکنه و ....؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام عزیزم