هانا گل دختر

تجربه های شیرین با هانا

دومین کنسرت ارف هانا
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٩  کلمات کلیدی:

یکشنبه ساعت سه خبر دار شدم که تا اطلاع ثانوی ادارت دولتی یک ساعت زودتر تعطیل میشه حالا این اطلاع ثانوی بر چه اساسیه و تا کی ادامه داره فقط خدا عالمه.

به هرحال حسابی خدا رو شکر کردیم چون این یک ساعت غیر منتظره زمانی به ما داد تا کمی زودتر خودمون رو به هانا برسونیم و با فراغ بال برای کنسرت امروز حاضرش کنیم.

طبق معمول درست زمانی که دلت میخواد همه چی طبق روال به آرامی سپری بشه بر عکس میشه. برای امروز هم مانی یکی از همکلاسی های هانا توی مهد کودک ظهر موقع خواب از روی علاقه به هانا گیر داده بوده و با شیطنتهای خاص خودش از جمله قلقلک و ... نذاشته بوده که هانا بخوابه حالا قیافه هانا خوش اخلاق دیدنیه وقتی عصبانی باشه و کم خوابی هم داشته باشه. این وسط کی از همه بیشتر تحت فشار قرار میگیره؟؟؟؟

خلاصه با هر ترفندی بود لباس هانا رو عوض کردم و راهی موسسه ودا شدیم. ناگفته نمونه توی همون پنج دقیقه تا رسیدن به موسسه توی ماشین خوابش برد ولی بعد از چند دقیقه قرار گرفتن در فضای مؤسسه روحیه اش کاملا عوض شد و زد به رگ شیطونی و شادی و بازی انگار نه انگار که این همون هانایی که حتی حاضر نشده بود موهاش رو شونه کنم و ببندم.

درنهایت برخلاف انتظار من این دفعه هماهنگی و اجراش تقریبا عالی بود.

هانا گلی عاشق چیدن گل توی گلدون شب قبل از کنسرت

کیک های خوشگل و خوشمزه ای که مامان راما جون زحمت درست کردنشون رو کشیده بودن که با طرحهای شاد و رنگیش حسابی بچه ها رو سورپرایز کرد.

اول برنامه مربیشون شیما جون درمورد تأثیر مثبت موسیقی در رشد عاطفی و ذهنی و هوش بچه ها همینطور روی افزایش خلاقیت و اعتماد به نفس اونها و به تعادل رسیدنشون صحبت کردن و بعد راجع به برنامه های کلاس و برآورده شدن انتظارات ما درخصوص پیشرفت های آتی بچه ها حسابی اطمینان دادن و توضیح دادن که لحظه لحظه کلاس بر اساس هدف و برنامه های مشخص مطابق اصول استاندارد برنامه ریزی شده و پیش میره و اینکه ما همیشه در جریان پیشرفت بچه ها قرار خواهیم گرفت.

بعدش در مورد تمرینات آوازی، ریتمیک و سازهایی که بچه ها استفاده میکنند و در مورد تاثیر هر کدوم از اونا بر روح و روان و ذهنشون صحبت کردن.

برنامه بچه ها با خوندن شعر سلام سلام به چند زبون ایرانی و غیر ایرانی و لهجه های  مختلف همراه با حرکات ریتمیک و هماهنگ بدنشون شروع شد.
یک  دو  سه  چهار    یک  دو  سه  چهار    یک  دو  سه   چهار    یک  دو  سه   چهار 
سلام به خودم        سلام به تو          سلام به همه           سلام سلام
(به زبان فارسی، ترکی، کردی، زبان انگلیسی و زبان فرانسوی)

از سمت چپ: راما، حنانه، حسام، سپهر، فرنوش، امیرعلی، هانا، تینا، آریانا، آرش، پرنا

بعد نوبت نواختن طبلک برای تمرین هماهنگی بدن با ریتم رسید. به این ترتیب که اول همه با هم روی طبلک زدن و خوندن:
حل مسوله ریاضی       با طبلک
بعد بچه ها همه سرشون رو گذاشتن روی طبلک و با اشاره مربی نفر اول از سمت راست نواختن رو همراه با خوندن شروع کرد و بعد با زدن ضربه به پشت نفر دوم انگار اونو از خواب بیدارکرده و دونفری به زدن طبلک ادامه دادن و به همین ترتیب تا نفر آخر.
یک صد و بیست و چهار
ضربدر بیست و چهار
بشمار با من بشمار تو

از سمت راست: بی تا، پرنیا، ایلیا، پرنا، آرش، آریانا، تینا، هانا، امیرعلی، فرنوش،

هانا عاشق نواختن طبلکه یعنی توی خونه هر جایی که گیر بیاره شروع میکنه به زدن "بک چپ بک چپ بک چپ تمب" از شکم خودشو ما گرفته تا میز و .... تقریبا یه ماهی هست که خواهش کرده براش طبلک بخریم همینطور میکروفون که بتونه توش آواز خوندن رو تمرین کنه ولی خریدش رو موکول کردم به وقتی که حداقل یه هفته از همکاری هانا توی کارهاش راضی باشم. که خوب هنوز وقتش نرسیده. دیروز هم بزرگترین طبلک رو انتخاب کرده و به مامی میگه قراره طبلک من مثل این باشه.

بعدش بچه باز به ترتیب و به نوبت از نفر اول سمت راست شروع کردند به خوندن شعر زیر و هر نفر با اضافه کردن یه کلمه به کلمه نفر قبلی شعر رو تکمیل میکرد
قطره و قطره و قطره و دریا
دریا و دریا و دریا و ماهی
ماهی و ماهی و ماهی و نهنگ
نهنگ و نهنگ و نهنگ و کوسه و ...به همین ترتیب با
لاک پشت و قایق و کشتی و لنگر و ساحل و صدف و بیشه و جنگل و صخره و آبشار و کوهها و گلها ادامه داشت.

بعدش امیر علی رفت سراغ طبل و بقیه بچه ها شعر ابو سلیمانیم رو خوندن و با دست و بدن بهش روح دادن.

در ادامه هم بچه ها دست تو گردن هم در حال خوندن و انجام حرکات ریتمیک مجددا شعر محلی ابو سلیمانیم رو اجرا کردن

بعدش بچه ها رفتند سراغ بلزها
اول یه آهنگ با ضربه های مضراباشون روی هم اجرا کردن:
چیک چیک بارون    چیک چیک بارون 
از تو آسمون   از تو آسمون
میباره نم نم      توی درختا
قطه های آب    تازه و شاداب
رنگین کمان شد    تو نور آفتاب

بعدش فرنوش و حنانه رفتن سراغ نواختن نتهای متن دو سل دو سل و سایر بچه ها مشغول زدن شعرها. برای اینکه درصورت عدم دادن طبل به هانا مثل کنسرت اول براش دلخوری ایجاد نشه توی چند ماه گذشته اونقدر براش توضیح داده بودم که هماهنگی در نواختن شعرها خیلی سخت تره از تکرار دو تا نت از اول تا آخر برنامه است که در طول اجرای برنامه واقعا با عشق تمام رفته بود تو حس نوازندگی و داشت با زدن بلز زندگی میکرد.

در ادامه بچه نت شعر نم نم بارون رو که همون نت ابو سلیمان هم بود همراه با حرکات دست و بدن به صورت زیر خوندن و بعد شعر ابو سلیمان رو دوباره تکرار کردن و اینبار با بلز زدن

ر سل سل        سل  لا              ر سل سل       سل  لا 
سی  لا سی     سل لا              سی لا سی     سل سل
ر سل سل        سل  لا              ر سل سل       سل  لا 
سی  لا سی     سل لا              سی لا سی     سل سل
  

بعدش دوباره با انجام حرکات دست و بدن شعر زیر و نتهای اونو خوندن و طبق معمول بعدش رفتن سراغ بلزها و خوندن شعر رو همراه با نواختن بلز تکرار کردن

اسبه یهو بالا میاد         اسبه یهو پایین میاد

دو ر می فا سل لا سی دو
دو سی لا سل فا می ر دو

دو ر می فا سل لا سی دو
دو سی لا سل فا می ر دو

بیاین با هم بخونیم ما
بیایین با هم بزنیم ما

بعدش شعر ایرانیزه شده شعر دو دو شب نخوابیدم اشکها و لبخندها و اول با حرکات بدن و بعد با نواختن بلز خوندن

دو شبه نخوابیدم
ریواسو میچیدم
میخوام تو رو ببینم
فاصلمون زیاده
سلفژ باهم بخونیم
لاله میگه سیب سرخو دوست دارم

دو دو دو دو    دو ر می
ر ر ر ر    ر می فا
می می می می    می فا سل
فا فا فا فا    فا سل لا
سل سل سل سل  سل لا سی
لا لا لا لا لا        سی سی سی سی سی        فا سی سل

بعدش با حرکات دست و بدن اسم نتهای موسیقی رو انجام دادن که من چیزی نفهمیدم یه چیزهایی در حد

چااااااووووو چاااااووووو   شییییی شییییییییییی

بعدش هم شعر

ترنم قشنگه توش پر از پلنگه
ترنم تند میره تند میره تند میره
شی فو شی فو دو دو
شی فو شی فو دو دو

 ترنم کوچولوست توش پر از آلبالوست
ترنم تند میره تند میره تند میره
شی فو شی فو    دو دو
شی فو شی فو     دو

می سل می     ر ر دو
می سل می     ر ر دو
می فا سل    لا لا سل    لا لا سل      لالا سل
سل سل سل سل لا لا
سل سل سل سل لا

رو تاق ترنم یه خرگوش نشسته ؟
ترنم تو کوهه تو دشته تو باغه
شی فو شی فو دو دو
شی فو شی فو دو

پیش رانندشم یه خرگوش نشسته
ترنم تو کوهه تو دشته تو باغه
شی فو شی فو دو دو
شی فو شی فو دو

بعدش هم تشویق و دادن جوایز و خوردن کیک های خوشمزه و خوشگل و دادن هدیه ها به مربیا و تشکر از اونا بابت زحماتشون و ....
در نهایت عکس گرفتن بچه ها با مربیای مهربونشون و ....

 دختر گلم با تمام وجود بهت افتخار میکنم که با وجود کوچولوییت پا به پای بچه ها میزدی و میخوندی و ...عالی درخشیدی. امیدوارم در تمام مراحل زندگیت مثل دیروز شاد باشی عزیزم. خیلی دوستت دارم.
بای بای